مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 3:28 PM

امسالم با نوشی رفتیم برام راحتر از سالهای قبلی بود ..
خیلی از غرفه ها رو نرفتیم البته کتابای تکرارای فوق العاده زیاد بود !
بیشترم مذهبی و تاریخی ..سیاسی هاشم به نظرم جالب نبود !
 ی چند تایی کتاب خریدم و دو تا از رمان ها رو نویسنده هاشون برام امضا ء کردن ..
آیس پک معروفم خوردیم : )  

جای زینب خالی بود حالا شاید ی باری هم با اون بریم :دی
وقت بشه میخوایم نمایشگاه گل و گیاه امسالم بریم ببینیم چجوریه دوس داریم ببینیم : ))

جمعه 18 فروردین ماه سال 1391 ساعت 11:26 PM

از لحظه های خوب زندگیت به موقع لذت ببر ! 

چون دنیا اونقد با مرام نیست که هر اتفاق خوب ُ دو بار سر ِراهت قرار بده ! 

به من اعتماد کن ! ی چی میدونم که میگم !

پنجشنبه 17 فروردین ماه سال 1391 ساعت 6:34 PM

هَهههههههههههه ۱۵ فروردین ۹۱شد یک سالااااا !  

اوایل حتی فک نمیکردم بتونم ی ماهم ادامه بدم ! شد ی سال ! : )  

ایــــــــــــــــول بــــابــــــــا اراده :دی 

جالبترش اینه که ی تصمیم دیگه هم دقیقا تو همین روز امسال گرفتم ُ تا همین الانم رو تصمیمم هستم ! : ) واو یعنی میشه سال دیگه این موقع هنوز هم ادامش داده باشم؟ اگه بشه چی میشه ! 

به امید ِاون روز

چهارشنبه 16 فروردین ماه سال 1391 ساعت 00:09 AM

گــنــدم؟؟؟ 

مگه تو کنکور نداری؟ 

دیگه مامی هم به زبون اومد!! 

نمیتونم ! اصلا امید ندارم  :‌(

دوشنبه 14 فروردین ماه سال 1391 ساعت 8:33 PM

ساعت هشت شبکه ی دو 

یعنی حال میکردم با دیدن کلاه قرمزی و فامیل دور ُ اون بَبَیی !! آقای همساده ! 

 این بَبَیی ِ حرف میزد من ریسه میرفتم از خنده ! هیچ برنامه ای رو ترجیح نمیدادم !  

بزرگای فامیل میشستن دور هم ! بچه ها با هم بازی میکردن ! منم جلوی ِجلو میخ میشدم به تی وی ! 

سوژه ی ی ملتی شده بودماا ولی مهم نبود !   

خاطرات کودکیم رو برام زنده میکرد اون زمان که کلاه قرمزی ُ پسر خاله سینما اکران شد من ُ چند بار بردن ببینم ! وای چقد اونجایی که آقای مجری گل ُ پرت کرد سمت کلاه قرمزی گریه میکردم ! نه من همه ی بچه ها تو سینما اشک میریختن ! الهی یادش بخیر !

واقعا دوس داشتنی بود ! حیف که تموم شد ! 

 

*چه حسی بدی داره شاه دزد وزیر که بازی میکنی همش تو دزد شی !!

دوشنبه 14 فروردین ماه سال 1391 ساعت 7:51 PM

مسیج ِهمکلاسی ساعت ۱ شب ..

اون طرف : تولدت چه روزیه؟ 

این طرف : چطور؟ 

اون طرف : میخوام اولین نفری باشم که بهت تبریک میگم ! 

این طرف : شما حالا عید ُ تبریک میگفتی تا تولدم !

اون طرف : خدا مرگم بده مگه پیام ندادم !! 

این طرف :  

برام جای تعجب داشت با ی همکلاسی که صمیمیتی نداری ! بعد اونوقت ۱شب ! اینطوری !! عجب !

چهارشنبه 9 فروردین ماه سال 1391 ساعت 3:47 PM

توی ایون آغوشم را باز کردم برای باران و تا توانستم در هوایش نفس کشیدم  

آخ که تمام اون رخوت ُ خستگی رو از تنم بیرون کشید .. 

ممنونم برای همه نعمتهات :-*

 دعا کردم با بارش نعمتش تمامی غصه ها از دلها شسته شود و در زمنینش خاک .

 

سه شنبه 8 فروردین ماه سال 1391 ساعت 7:00 PM

عید اومد : )  

امیدوارم امسال برای همه ی عزیزان سالی پر از نعمت ُ عشق ُ سلامتی ُ  شانس ُ ثروت اونم خیلی زیاد :دی باشه !  

 

از دید ُ بازدید های عید بیزارم بر خلاف خیلی ها اصن دوس ندارم ُ ترجیح میدم این تعطیلات یا سفر باشم یا با خانواده در گشت ُ گذار .. 

امسال حرف من شد : )  خداروشکر  

*وقتی گفت ۲ساله همدیگر ُ ندیدیم اولش باورم نشد !! ۲سال خیلی ها !!  

قول دادم سال جدید بیشتر قرار بزارم ُ خوش قول تر باشم ! 

** خیلی چیزا تو ذهنم بود که میخواستم بنویسم ولی پست نگین داغونم کرد ! این اتفاقا همیشه دردناکن ولی تو این روزا دردش چند برابر میشه ! دیگه نوروز براشون هیچوقت مثه همیشه نخواهد بود ! خدا رحمتش کنه و به خانوادش صبر بده ! : (

یکشنبه 28 اسفند ماه سال 1390 ساعت 02:42 AM

سال ۹۰ برای من مث ِی ماشین خراب میموند که همش در حال هول دادنش بودم تا به ی آبادی برسم‌ ! آخرم به آبادی نرسیدم ُ همش سراب بود !! :|

این روزهای آخر به سختی جلو میره !  

تموم نمیشه لامصب !  

 

*پدرم امسال کلی سبزه گذاشته ! کلی خونمون سبز شده : ) منم که عاشق رنگ سبز اصن ی وضعی ! :دی

** همیشه لذت میبرم از اینکه نزدیکانم به اون چه که آرزو داشتن یا میخواستن میرسن !  

این روزها تنها دلیل خوشحالیم همین مسئله س ! انرژی میگیرم ..

***شب ها تا صب بیداریم ولی درس نمیخونیم! خدایا ی ریزه نه خیلی ها ! فقط ی ریزه ما رو درسخون کن ! آمین ..

چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1390 ساعت 00:02 AM

چهارشنبه ی آخر سال 

کنار رودخونه ..  

پریدن از روی آتیش ُ کلی ترقه بازی .. 

 به قول قدیمی ها زردیم ُ دادم به آتیش ُ سرخیش ُ ازش طلب کردم .. 

روز ِخیلی آروم ُ دوس داشتنی بود . .

 

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>